زندگینامه

حسینیه  پر از جمعیت بود و همه به شوق التماس دعا و بدرقه مسافر کربلا دور هم جمع شده بودند تا یکبار دیگر در فضایی آکنده از بوی عطر اسپند و گلاب ،زمزمه لبیک یا حسین را سر دهند و این صدای محمد مهدی بود که بی تاب و بی قرار می پیچید و شور حضور را دو چندان می کرد :
 
    میروم سوی گلستان حسین الله اکبر                            می روم با جمع یاران می روم الله اکبر
 
  مومنان جهاد بنمائید در راه خدا                                  عاشقان مژده که نزدیک است فتح کربلا
 
حالا پس ازسالها هنوز صدایش ، نوازش خاطره رفتنش است و چهره مهدی در قاب نگاهم جذاب تر.
 
سجده گاه شکر وصلش ، بیست ودومین روز یهار۱۳۶۲  درفکه بود و دارالشفای تربتش درصحن امامزاده ابوطالب فرحزاد که به سادگی در جمع  شهیدان نقش گرفته است .
 
من و تو شاید بارها از میدان صنعت یا همان شهرک غرب سابق ،مسیری را رفته ایم که از خیابان شهید محمد مهدی فرحزادی می گذرد با یک صوات قسمتی ازوصیت نامه اش را بخوان :
 
 برادران و خواهران یک راه است که انسان می تواند به تمام موفقیتها دست یابد آن هم پیروی کردن از ولایت فقیه است بلکه استمرارحکومت انبیاء؛ولی فقیه است.