English
به پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تفحص شهدا خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

لحظه شهادت

به نقل از برادر: مهدی نوری
   پنج‌شنبه مورخ 30/6/1374 پس از اقامه نماز صبح، نشسته بودیم و بچه‌ها هر کدام در افکار خود غرق بودند. در همین حال رو به بچه‌ها کرده و گفتم:‌ از هر مقری در منطقه‌های غرب و جنوب،‌ خبر شهادت یا مجروحیت یکی از اعضاء تفحص به گوش می‌رسد. اما امروز دیگر نوبت ماست. صحبت روی همین موضوع ادامه داشت. پس از صرف صبحانه، عازم پای کار شده و با بیل مکانیکی کار دیروز را ادامه دادیم. بایستی کانال‌ها و سنگرها را بیل می‌زدیم. حدود ساعت 11 صبح بود که پیکر مطهر شهیدی از تبار عاشورائیان، نمایان شد...
   صدای صلوات و شکرگزاری گروه، فضا را عطرآگین ساخته بود. این شهید بزرگوار که متعلق به لشکر 14 ثارالله کرمان بود، آن روز را برای ما متبرک گردانید. در حال جمع آوری بقایای پیکر شهید، متوجه جلال شدم که شانه‌‌هایش تکان می‌خورد و همراه با اشک‌هایش،‌ شکر خدا را بر زبان جاری می‌ساخت. کار همچنان ادامه داشت. نیم ساعتی نگذشته بود که ناگهان صدای انفجاری در فضای منطقه پیچید. خود را سریعاً‌ به محل انفجار رساندم. پیکری غرق به خون روی زمین افتاده بود. جلال را دیدم که پیش پایش فرشی از نور گسترده شده بود تا به عرش خدا. او رقص در برابر مرگ را عملی می‌ساخت. در حالی‌که اشک از چشمانم جاری بود،‌ دیدم دست راست جلال، که تنها عضو سالم از جسم پاره‌پاره‌اش بود،‌ به حالت احترام و با آرامش خاصی بر روی سینه‌اش افتاد و روح مطهرش،‌ به سوی حضرت دوست شتافت.
   جلال همانند مولایش حسین(ع) بدون سر، با سینه‌ای سوراخ و دست و پایی قطع شده بسان پرنده‌ای عاشق و خونین به سوی معشوق پر کشید و ما زمینیان را در حسرت وانهاد.
کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح می‌باشد.