English
به پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تفحص شهدا خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

 
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ
الصف    آیه 11
به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید ، و در راه خدا با مال و جان خویش جهاد کنید
و این برای شما بهتر است ، اگر دانا باشید
You shall believe in Allah and His Apostle, and struggle hard in Allah@s way with your property and your lives
; that is better for you, did you but know!
 
ترجمه ها:
ترجمه فولادوند
به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید. این [گذشت و فداکارى‏] اگر بدانید، براى شما بهتر است.
ترجمه مجتبوی
به خدا و پیامبر او ایمان آورید- بر ایمان به خدا و پیامبر او استوار باشید- و در راه خدا با مالها و جانهاى خویش جهاد کنید، این براى شما بهتر است اگر مى‏دانستید
ترجمه مشکینی
به خدا و فرستاده‏اش ایمان بیاورید و در راه خدا با مال‏ها و جان‏هایتان جهاد کنید، این (ایمان و جهاد) براى شما بهتر است اگر بدانید
ترجمه بهرام پور
به خدا و رسولش ایمان مى‏آورید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد مى‏کنید. این براى شما بهتر است، اگر مى‏دانستید
 
 
تفاسیر:
 حاشیه
 تفسیر مجمع البیان
10 - هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید، آیا شما را بر تجارتى راه ننمایم که شما را از عذابى دردناک نجات مى‏دهد؟! 11 - به خدا و فرستاده او ایمان بیاورید و در راه خدا با دارایى‏ها و جان‏هایتان جهاد نمایید؛ این [جهاد و تلاش و ایمان و عملکرد شایسته‏] اگر بدانید، براى شما بهتر است. 12 - [شما چنین کنید] تا [خدا] گناهانتان را بر شما ببخشاید و شما را به بوستان‏هایى که از زیر [درختان و قصرهاى‏] آن جویبارها روان است، درآورد و [در خانه‏ها و] سراهایى پاکیزه در باغ‏هایى جاودانه [جاى دهد]؛ این است آن کامیابى پرشکوه. 13 - و [نیز نعمت‏] دیگرى که آن را دوست مى‏دارید؛ [که آن عبارت است از ]یارى از سوى خدا و پیروزى نزدیکى است [که در آرزوى آن هستید]؛ و ایمان‏آوردگان را [بدان‏] نوید ده. 14 - هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید، یاران خدا باشید، همان‏سان که عیسى، پسر مریم به حواریون گفت: [براى حرکت‏] به سوى خدا یاوران من کیانند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خدا هستیم. آن گاه گروهى از بنى‏اسرائیل ایمان آورده و گروهى کفر ورزیدند؛ پس کسانى را که ایمان آوردند، در برابر دشمنانشان یارى نمودیم، تا بر [آنان‏] چیره شدند. نگرشى بر واژه‏ها تجارة: این واژه به مفهوم تلاش در خرید و فروش و تجارت براى به دست آوردن سود است. در آیه شریفه منظور به دست آوردن سود معنوى و پاداش شکوهبار سراى آخرت در برابر ایمان و عمل شایسته و جهاد با بداندیشان است. تفسیر آیا شما را به راه نجات و رستگارى راه ننمایم؟ در آیات پیش، سخن از وجود گرانمایه پیامبر و نقش انسان‏پرور آن حضرت بود، اینک پس از گرامى‏داشت یاد و نام بلند آن بزرگوار، سخن از پذیرفته شدن دعاى آن اصلاحگر بزرگ، یارى او و هدف‏هایش از سوى خدا و چگونگى عمل به شریعت و مقرراتى است که او از سوى خدا براى نجات و رستگارى و آزادى مردم آورد. نخست قرآن روى سخن را به مردم توحیدگرا و باایمان مى‏کند و مى‏فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ‏ هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید! آیا شما را به تجارتى پرسود راه ننمایم که شما را از عذابى دردانگیز و دردناک نجات مى‏دهد؟ به باور گروهى از مفسران پیشین روى سخن در آیه شریفه با همه ایمان‏آوردگان عصرها و نسل‏هاست. امّا پاره‏اى بر آنند که روى سخن با ایمان‏آوردگانى است که در آغازین آیات سوره مبارکه از آنان یاد شد. در آیه شریفه به ظاهر با چهره و سیماى پیشنهاد و پرسش رو به رو مى‏شویم که مى‏پرسد: آیا شما را بر تجارتى پرسود راه ننمایم؟ در حالى که منظور آیه و حقیقت آن نوعى دستور و رهنمود و ارشاد به همراه لطف و مهر براى انجام عبادت و بندگى خدا و فرمانبردارى از ذات بى‏همتاى او و دورى گزیدن از ستم و زشتى و ضد ارزش‏هاست، و مفهوم آن این است که: هان اى مردم توحیدگرا و باایمان، آیا شما را بر تجارت پرسودى راه ننمایم که از سویى شما را از عذاب دردناک سراى آخرت نجات مى‏دهد و از دگرسو، از تباهى‏ها و زشتى‏ها و گمراهى‏هاى این سرا؟ اگر مى‏خواهید شما را راه بنمایم، بدانید که آن تجارت پرسود معنوى و انسانى، عبارت است از ایمان عمیق و راستین به خدا و پیامبر او و جهاد و تلاش باثروت و امکانات و جان‏ها در راه هدف‏هاى والاى الهى و انسانى و آزاد منشانه و تضمین گر حقوق بشر. آن گاه مى‏افزاید: تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ‏ اگر به راستى خواهان آن تجارت پرسود و نجات‏بخش هستید و مى‏خواهید از عذاب دردناک نجات یابید، بیایید و با همه وجود به خدا و پیام‏آور او ایمان بیاورید. وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ‏ و در راه خدا به وسیله دارایى‏ها و امکانات و جان‏هایتان جهاد کنید. پیش از فرود این آیه و این دستورالعمل، گروهى از مردم باایمان مى‏گفتند: اگر ما مى‏دانستیم کدامین کار از همه کارها بهتر و در بارگاه خدا محبوب‏تر است، آن را انجام مى‏دادیم تا بدین وسیله هم خود را نجات داده و هم به پاداش پرشکوه خدا مى‏رسیدیم؟ درست در برابر این آرزو و این خواسته به جا و شایسته بود که این آیه فرود آمد و خداى فرزانه ایمان واقعى و عمل شایسته و جهاد و تلاش انسانى و کمال‏طلبانه و عدالت‏خواهانه را به عنوان تجارتى پرسود و نجات‏بخش در چشم‏انداز آنان قرار داد، تا هم به سود سرشار دنیوى و اخروى آن نایل آیند و هم به خشنودى خدا؛ هم به پاداش و نعمت‏هاى پرشکوه بهشت برسند و هم از عذاب دوزخ برهند. ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏ این کار و این برنامه براى شما - اگر بدانید - از هر چیز دیگر بهتر و سودبخش‏تر و آینده‏سازتر است. به باور پاره‏اى از مفسران پیشین، منظور این است که: این تجارت پرسود و پرمعنویت که ما شما را بدان راه مى‏نماییم، از تجارتى که شما در آن تلاش مى‏کنید، بهتر و ماندگارتر است؛ چرا که تجارتى که شما در آن هستید زوال‏پذیر و پرخطر مى‏باشد، امّا تجارتى که ما شما را بدان تشویق و ترغیب مى‏کنیم، هم سودآفرین و انسان‏ساز است و هم سود آن ماندگار و نجات‏بخش و جاودانه. سپس مى‏افزاید: یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ‏ اگر چنین کنید و به رهنمود قرآن و پیامبر عمل نمایید، خداى فرزانه گناهان شما را مى‏بخشد. وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ و شما را به بوستان‏هاى بهشت پرطراوت و زیبا که از زیر درختان و قصرهاى آن جویبارها روان است، درمى‏آورد. وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ‏ و نیز به سراها و خانه‏هاى پاک و پاکیزه و بسیار زیبایى در باغ‏هایى جاویدان و ماندگار و بى‏نظیر بهشت که سخت فرح‏بخش و سرور انگیز است، شما را وارد مى‏سازد. ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‏ این است آن کامیابى پرشکوه و میوه دل‏نشین و سودِ ماندگار آن تجارت سودآفرین، نه چیزهاى ناپایدار و زودگذر و آفت‏پذیرى چون عمر، جوانى، ثروت، قدرت و امکانات مادى که مردم آن‏ها را کامیابى و رستگارى مى‏نگرند. «حسن»، از مفسران پیشین از «عمران» و «ابوهریره» از تفسیر این آیه شریفه و از «سراهاى پاک و پاکیزه در بهشت‏هاى جاویدان» پرسید، که آن دو گفتند: هم نیک پرسیدى و هم از افراد دانایى؛ چرا که ما نیز از پیامبر خدا در این مورد سؤال کردیم که فرمود: قصر من لؤلؤ فى الجنة، فى ذلک القصر سبعون داراً من یاقوتة حمراء...(359) منظور از «این سراهاى پاک در بهشت‏ها و بوستان‏هاى ماندگار» عبارت از قصرى است از مروارید که در بهشت پرنعمت خداست، و در آن هفتاد خانه پرشکوه از یاقوت سرخ پدید آمده است. در هر خانه از این کاخ‏هاى پرشکوه، هفتاد اطاق و خوابگاه است که از زمرد سبز ساخته شده و در هر خوابگاه هفتاد تختخواب مجلل، که در هر یک از آن‏ها هفتاد بستر رنگارنگ آراسته شده است و در هر بستر پرشکوه و تماشایى حوریه‏اى از حوریان بهشت... و نیز در هر اطاق از آن سراها و کاخ‏ها هفتاد سفره غذا گشوده شده، و در هر سفره، هفتاد نوع غذا از غذاهاى رنگارنگ و تماشایى است، و در هر خوابگاهى از آن کاخ‏ها هفتاد خدمتگزار آراسته و زیبا از پسران و دختران نوجوان؛ و خداى فرزانه به هر انسان توحیدگرا و درست‏اندیش و دادپیشه‏اى چنان قدرت و توانایى ارزانى مى‏دارد که در هر بامداد و شامگاه مى‏تواند از انواع نعمت‏هایى که برایش آماده شده است، بهره‏ور گردد. و یعطى الله المؤمن القوة فى غداةٍ واحدةٍ مایأتى على ذلک کلّه.(360) در ادامه بر شمارى دیگر نعمت‏ها مى‏افزاید: وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها و نیز نعمت دیگرى را به شما ارزانى مى‏دارد که آن را دوست مى‏دارید. منظور از این نعمت دیگر، ممکن است یک ویژگى و یا تجارت دیگرى باشد که مورد علاقه شماست و آن را دوست مى‏دارید... و این بیان، تشویق و ترغیب بیشترى از سوى خداست، تا مردم باایمان را به ایمان و عمل شایسته و جهاد و تلاشى پرشورتر برانگیزد، چرا که ذات بى‏همتاى خدا مى‏داند که در میان مردم باایمان کسانى هستند که براى رسیدن به ارزش‏هاى مادى و یا به منظور یارى رساندن به دین، چنین مژده و نعمتى را دوست مى‏دارند، و به همین جهت هم خدا به آنان این وعده را مى‏دهد که: و خدا به شما نعمت دیگرى ارزانى مى‏دارد که آن را دوست مى‏دارید. آن گاه در بیان روشن‏تر این نعمت مى‏افزاید: نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ‏ و این ویژگى و یا تجارت سودآفرین عبارت است از رسیدن یارى خدا بر مردم باایمان در راه مبارزه با موانع پیشرفت و دشمنان گوناگون، و پیروزى نزدیک شما عدالت‏خواهان بر تجاوزکاران و اصلاح ناپذیران. در مورد واژه «قریب» و تفسیر آن پاره‏اى بر آنند که: و پیروزى شما نزدیک است، و پاره‏اى بر آنند که: بازگشت شما مردم باایمان به وطن خویش، مکّه نزدیک است و شما به زودى با پیروزى وارد مکّه خواهید شد. از دیدگاه «کلبى» منظور رسیدن یارى خدا بر مردم باایمان و پیروزى آنان بر قریش و فتح مکّه است. امّا از دیدگاه «عطاء» منظور پیروزى مسلمانان بر دو ابرقدرت آن روزگار، ایران و روم و دیگر پیروزى‏هایى است که پیاپى نصیب آنان گردید. وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ. و تو اى پیامبر! اینک مردم توحیدگرا و باایمان رابه دو پاداش دنیوى و اخروى ایمان و جهاد - که یارى خدا در این سرا و نعمت‏هاى ماندگار بهشت خداست - بشارت ده. در آخرین آیه مورد بحث در انگیزش مردم درست‏اندیش و باایمان بر یارى رساندن به دین خدا مى‏فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ‏ هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از یاران دین خدا و پیامبرش باشید. در این فراز تعبیر به یارى خدا مى‏نماید تا عظمت کار را بیشتر به نمایش نهد؛ درست همان گونه که براى نشان دادن شکوه و معنویت و حرمت خانه خدا از آن تعبیر به «بیت الله» مى‏نماید و به چهره‏هاى بزرگى چون حمزه، «اسدالله» گفته شد تا هم عظمت کار نشان داده شود و هم ادامه یارى‏رسانى به دین خدا. کَما قالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ‏ همان سان که عیسى، فرزند ارجمند مریم خطاب به حواریون گفت: چه کسانى در حرکت من به سوى خدا یاران من هستند؟ منظور از «حواریون»، یاران خاصّ و راستین آن حضرت مى‏باشند و آن بزرگوار در تلاش خستگى‏ناپذیر خویش در دعوت مردم به سوى توحید و تقوا و مبارزه با استبدادِ حکومت و فریبکارى دنیاداران و زاهدان دروغین آنان را به یارى فراخواند. به باور «زجاج» بدان دلیل آنان را «حواریون» نامید که از هر عیب و ناخالصى پاک و پاکیزه بودند. امّا به باور پاره‏اى دیگر، این واژه بدان دلیل در مورد آنان به کار مى‏رفت که لباسى سپید و پاکیزه بر تن داشتند. و از دیدگاه برخى، از آن جایى که آنان کارشان پاک ساختن لکه‏هاى رنگى جامه‏ها بود، به آنان «حوارى» و «حواریون» گفته شده است. به هر حال پیام آیه این است که: هان اى پیامبر! همان گونه که عیسى به مردم خویش ندا داد، تو هم به مردم باایمان بگو: هان اى مردم! یاران من به سوى خدا و یارى‏رسانى به دین و آیین او و جهاد و تلاش خالصانه براى ساختن جامعه توسعه‏یافته و کمال‏جو و آزاد و آباد چه کسانى هستند؟! امّا به باور پاره‏اى منظور این است که: یاران من در انجام آنچه انسان را به خدا نزدیک مى‏سازد، کیانند؟ و این بیان نظیر این جمله است که در مقام نیایش مى‏گویند: اللهم منک و الیک بارخدایا، همه چیز از تو و به سوى توست. در ادامه آیه در ترسیم پاسخ حواریون مى‏فرماید: قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ‏ حواریون در برابر فراخوان تکان‏دهنده مسیح (ع) گفتند: ما یاوران و دوستان خدا و دین او هستیم. به باور پاره‏اى بدان دلیل پیروان آن حضرت را «نصارا» نامیدند که گروهى در برابر پرسش مسیح (ع) گفتند: ما انصار خدا و یاران و دوستان او هستیم. فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ‏ پس گروهى از بنى‏اسرائیل در برابر دعوت مسیح و یاران خاص او به خدا و سراى آخرت و وحى و رسالت ایمان آوردند و به راه حق گام سپردند. وَ کَفَرَتْ طائِفَةٌ امّا گروهى راه کفر و بیداد را پاى فشردند. «ابن عباس» مى‏گوید: این فراز از آیه به زمان و رویدادى اشاره دارد که مسیح (ع) به آسمان صعود کرد و پیروانش در این مورد بر سه گروه تقسیم شدند: 1 - گروهى او را خدا پنداشتند و گفتند: او خداست که بر فراز آسمان‏ها بالا رفت. 2 - گروهى او را پسر خدا لقب دادند و گفتند: او پسر خدا بود که پدر او را به نزد خود صعود بخشید. 3 - و گروه سوم که مردمى آگاه و درست‏اندیش و خردورز بودند، گفتند: او بنده خدا و پیامبر اوست، نه خدا و یا پسر خدا. این سه گروه هر کدام مردم را به سوى یافته‏ها و دیدگاه‏هاى خویش فراخواندند و با هم به کشمکش روى آوردند و پیروان مسیح را پراکنده ساختند و سرانجام دو گروه اول و دوم که دیدگاه نادرستى داشتند بر گروه سوم چیره شدند. در این شرایط بود که پیامبر موعود، حضرت محمد (ص) به رسالت بر انگیخته شد و با بیان حقیقت دگرباره مردم باایمان پیروز شدند. فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ‏ درست این جا بود که یارى و نصرت ما بر حق‏طلبان رسید و ما کسانى را که ایمان آورده و در پى انجام کارهاى شایسته و خردمندانه بودند، یارى رساندیم و آنان را بر تاریک‏اندیشان و دشمنان تأیید کردیم و سرانجام اینان بر آنان چیره شدند. و بدین سان قرآن با بیان پرتوى از داستان مسیح و یاران خاص او روشنگرى مى‏کند که:اگر شما مردم باایمان نیز خالصانه و صادقانه به دعوت محمد (ص) پاسخ مثبت دهید، یارى ما فرا مى‏رسد و صبح پیروزى و سرفرازى خواهد دمید. به باور پاره‏اى منظور این فراز از آیه این است که: پس دلیل و منطق آن گروه از یاران مسیح که ایمان به رسالت و درستى دعوت آن حضرت آورده بودند، به برکت ظهور محمد (ص) و گواهى قرآن او بر این حقیقت که: مسیح بنده خدا و پیامبر برگزیده اوست، بر دیگر پندارها چیره شد. امّا به باور «مجاهد» منظور این است که: ایمان‏آورندگان به مسیح در روزگار خویش بر کفرگرایان و حق‏ستیزان چیره شدند. و به باور گروهى دیگر منظور این است که: و سرانجام گروهى از بنى‏اسرائیل به محمد (ص) و دعوت آسمانى او ایمان آورده و گروهى کفر ورزیدند و خدا ایمان‏آوردگان را به پاداش تلاش و جهاد خالصانه و صادقانه آنان بر دشمنان پیروزى ارزانى داشت، چرا که موفقیت و پیروزى تنها از سوى آن سرچشمه قدرت‏هاست. پرتوى از آیات‏ در آیات انسان‏پروى که از نظر شما قرآن‏پژوه گرامى گذشت، این نکات نیز در خور تعمق بسیار است: 1 - فراخوان قرآن به تجارتى بى‏نظیر و ماندگار در منابع ارزشمند دینى به آیات و روایات بسیارى برمى‏خوریم که از دنیا و سراى زودگذر و فناپذیرى، که ما در آن هستیم به «دانشگاه»، «مزرعه» و «تجارتخانه» تعبیر و تشبیه مى‏کند؛ براى نمونه، در این آیه شریفه، قرآن روى سخن را به مردم توحیدگرا و نیک‏اندیش مى‏کند و مى‏فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ‏ هان اى کسانى که به خدا و روز رستاخیز و وحى و رسالت ایمان آورده‏اید، آیا شما را به تجارتى پرسود و بى‏نظیر راه ننمایم که هم مى‏تواند شما را از آفت‏ها و بلاهاى دنیا، و هم عذاب دردانگیز و دردناک سراى آخرت نجات بخشد؟ و هم مى‏تواند شما را به نعمت‏هاى پرطراوت و زیباى بهشت برساند؟ در بیان ارزشمندى از امیرمؤمنان به این نکته درس‏آموز و الهام‏بخش برمى‏خوریم که در برابر فرد ظاهربین و سطحى‏نگرى که بارانى از مذمت و نکوهش را بر دنیا و ارزش‏هاى آن مى‏باراند و ژست زاهدانه و عابدانه مى‏گرفت، فرمود: إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِیَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِکَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ اکْتَسَبُوا فِیهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّةَ.(361) بى‏گمان دنیا سراى راستى و درستى براى راستگویان و درست‏کرداران است، و خانه سلامت و تندرستى و شادابى براى جهان‏شناسان. دنیا سراى بى‏نیازى براى کسانى است که به سوى سفر آخرت از آن توشه‏اى نیک و ماندگار بر گیرند، و خانه پندآموزى و اندرزدهى براى کسانى است که پند پذیرند و اندرز گیرند. دنیا سجده‏گاه دوستان خداست و نمازگاه فرشتگان او؛ فرودگاه وحى و پیام خداست و تجارتخانه دوستان راستین اوست که در آن مهر و رحمت و رضایت و خشنودى او را به دست مى‏آورند و بهشت پرنعمت و زیباى او را سود مى‏برند، پس نکوهش این دانشگاه و این سجدگاه و این تجارتخانه‏اى که انسان مى‏تواند با تجارت شایسته و خردمندانه در آن «بهشت» را به دست آورد، چرا؟ 2 - چرا تجارتخانه و مرزعه؟! تشبیه دنیا به «مزرعه» و «تجارتخانه» و یا «میدان مسابقه» و «دانشگاه» و نظایر این‏ها سراسر آکنده از حکمت و الهام و درس آموختن است. مگر نه این که انسانِ صاحب نبوغ و استعداد، تنها در محیط علمى و فکرى و فرهنگى مى‏تواند با بهره‏ورى از امکانات و آموزش‏ها و اساتید و ابزارها و فرصت‏هاى لازم نبوغ خود را به گل و میوه و شکوفایى برساند؟ و مگر نه این است که یک مهندس کشاورزى و یا یک باغبان کارآمد، تنها با داشتن مزرعه و بوستان شایسته و آماده است که مى‏تواند بذرها و دانه‏ها و نهال‏هاى مورد نظر را کشت کند و با بهره‏ورى از توان و امکانات و فرصت‏ها و آب و هوا و خورشید و ماه و ستارگاه و... انواع دانه‏ها و گل‏ها و میوه‏ها را بپرورد و گلزارها پدید آورد و خرمن خرمن و دنیا دنیا لاله و لاله‏زار بسازد؟ و مگر نه این است که تاجر خردمند و آگاه به مقررات و راز و رمز تجارت، تنها با داشتن فرصت و امنیت و تجارتخانه‏اى شایسته و بایسته و سرشار از امکانات است که مى‏تواند به سودى کلان راه گشاید... آرى، همین گونه است و تشبیه دنیا به تجارتخانه در منابع دینى به خاطر آن است که انسان سرمایه‏هاى عظیم دنیاى پراسرار وجود خویش را - که خدا به او ارزانى داشته است - به گران‏ترین بهاى ممکن به خود آن ذات بى‏همتا بفروشد و با خودسازى و شکوفا ساختن استعدادها و توانمندى‏هایى که به صورت مواد خام در وجود او آفریده شده است و خواه و ناخواه رو به زوال و غروب مى‏نهد، پرشکوه‏ترین نعمت‏هاى ماندگار را به دست آورد. 3 - چگونه باید تجارت کرد؟ موفقیت و پیروزى در هر برنامه مهم و کار حساسى در گرو عوامل و شرایطى است؛ عواملى نظیر: آگاهى و تخصص در آن کار، راستى و درستى در آغاز و ادامه کار تا رسیدن به فرجام خوش آن، تلاش و کوشش خستگى‏ناپذیر و بى‏امان، ایمان تزلزل‏ناپذیر به هدف، فرصت و امنیت و امکانات و شرایط مساعد و فضاى مناسب و... آرى، این‏ها اساسى‏ترین عوامل موفقیت و پیروزى در هر کار مهم، از آن جمله یک تجارت موفق و پیروز و پرسود است. انسان مى‏تواند در پرتو این عوامل از سویى موانع موفقیت و بهروزى را از سر راه خویش کنار زند و از دگرسو خود را با عوامل و شرایطى که او را در خور سرفرازى و پیروزى مى‏سازد، همراه و همگام سازد و سودى سرشار و ماندگار و پایان‏ناپذیر به دست آورد، درست همان گونه که در آیه مورد نظر قرآن شریف به همین عوامل و رازها رهنمون است؛ به سوى ایمان راستین و استوار، به سوى عمل شایسته و انسانى، و به سوى تلاش و جهاد با مال و جان تا سرحدّ فداکارى. 4 - ره‏آورد این تجارت بى‏نظیر و پرمعنویت‏ هر کار مهم و هر تلاش خردمندانه و شایسته‏اى براى تلاشگر آن ره‏آوردى دارد و هر تجارت موفق و پیروزمندانه‏اى سودى؛ و سود تجارت مورد نظر و دعوت قرآن، سودى است بى‏نظیر و وصف‏ناپذیر و ماندگار. قرآن روشنگرى مى‏کند که ره‏آورد این تجارت پرمعنویت افزون بر سعادت و رستگارى و امنیت و آزادگى این سرا، نعمت‏هاى ماندگار سراى آخرت است؛ از جمله این نعمت‏هاى خدا: 1 - نعمت‏هاى پرشکوهى که از همه نعمت‏ها و موفقیت‏هاى دنیا بهتر است. 2 - آمرزیده شدن لغزش‏ها و گناهان؛ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ‏ 3 - بهشت پرطراوت و زیباى خدا؛ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ 4 - سراهاى پاک و پاکیزه و کاخ‏هاى وصف‏ناپذیر بهشت؛ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ‏ 5 - کامیابى و سرفرازى پرشکوه؛ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‏ 6 - به همراه داشتن یارى خدا و لطف او؛ نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ 7 - پیروزى‏هاى گوناگون در زندگى این جهان؛ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ‏ 8 - نوید و بشارت خدا؛ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ(362) بار خدایا ما را در راه خودسازى و آراستگى به ارزش‏هاى اخلاقى و انسانى و رعایت حقوق و کرامت بشر و موفقیت در این تجارتخانه بزرگ و عبرت انگیز و این مزرعه تماشایى زندگى یارى فرما!
 حاشیه
تفسیر المیزان
ترجمه آیات‏ هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید! آیا مى‏خواهید شما را بر تجارتى راه نمایم که از عذابى دردناک نجاتتان مى‏دهد؟ (10). آن تجارت این است که به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید این براى شما خیر است اگر بدانید (11). (اگر چنین کنید) خداى تعالى گناهانتان را مى‏آمرزد و به جناتى داخلتان مى‏کند که از زیر درختانش نهرها روان است و مساکنى طیب در باغهایى عدن و جاودانه دارد و این خود رستگارى عظیمى است (12). ‌صفحه‌ى 436 و سود دیگر این تجارت که مورد علاقه شما هم هست نصرتى از خدا و فتحى نزدیک است. و تو اى پیامبر مؤمنین را بشارت ده (13). هان اى کسانى که ایمان آورده‏اید! یاران خدا باشید همان طور که عیسى بن مریم هم به حواریین گفت: از شما چه کسى مرا در راه خدا یارى مى‏کند، حواریین گفتند: ماییم انصار خدا پس طائفه‏اى از بنى اسرائیل ایمان آوردند و طایفه‏اى کافر شدند و ما آنانى را که ایمان آوردند علیه دشمنانشان یارى کردیم و نیرومند و غالب شدند (14). بیان آیات‏ این آیات مؤمنین را به ایمان به خدا و رسول او و به جهاد در راه خدا دعوت نموده، و آنان را به مغفرت و جنت در آخرت، و نصرت و فتح در دنیا وعده‏اى جمیل مى‏دهد، و ایشان را دعوت مى‏کند به اینکه نسبت به وعده نصرت خدا و تایید او اعتماد کنند. این دو معنایى که گفتیم غرض نهایى سوره است، و مطالبى که در آیات قبلى بود جنبه زمینه‏چینى براى این دو معنا را داشت. [تجارتى که شما را از عذاب الیم نجات مى‏دهد و مغفرت و جنت و نصرت و فتح در پى دارد] " یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ" استفهام در این آیه جنبه پیشنهادى را دارد که در معناى امر است. کلمه" تجارة"- به طورى که راغب گفته- به معناى تصرف در سرمایه به منظور به دست آوردن سود است، و در کلام عرب به غیر از این کلمه هیچ کلمه‏اى نیست که بعد از حرف" تا" حرف" جیم" آمده باشد «1». در این آیه شریفه ایمان و جهاد تجارت به حساب آمده که سرمایه‏اش جان آدمى، و ربح آن نجات از عذاب دردناک است، و آیه شریفه در معناى این آیه است:" إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ ... فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ" «2». خداى عز و جل با نکره آوردن کلمه" تجارة" آن را بزرگ داشته. فرمود:" شما را به‏ (1) مفردات راغب، ماده" تجارة". (2) خداى عز و جل از مؤمنین جان و مالشان را به این بها خرید که بهشت از آن آنان باشد، و به همین جهت است که در راه خدا کارزار مى‏کنند، مى‏کشند و کشته مى‏شوند ... پس بشارتتان باد به این معامله‏اى که کردید. سوره توبه، آیه 111. ‌صفحه‌ى 437 تجارتى راه بنمایم" یعنى به تجارتى مهم و عظیم و جلیل القدر. و در بیان ربح آن هم که همان نجات از عذاب است، بیان نکرد چه عذابى است، و فرمود" عذابى" تا بفهماند آن قدر بزرگ است که در بیان نمى‏گنجد. و مصداق این نجات که وعده‏اش را داده، همان مغفرت و جنت است، و به همین جهت در نوبت دوم جمله" یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ ..."، را بدل از آن نجات آورد، و اما نصرت و فتح که آن دو را نیز وعده داده، مصداق نجات نبودند، بلکه خارج از آن بودند، و به همین جهت آن دو را جداگانه ذکر کرد، و نفرمود:" یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات و ینصرکم و یفتح لکم- نجات از عذاب همین است که گناهانتان را مى‏آمرزد، و به جنات داخلتان مى‏کند، و بر دشمنان پیروزتان نموده، فتح نصیبتان مى‏کند" بلکه میان مغفرت و جنت و نصرت و فتح فاصله انداخت، و فرمود:" وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ" پس خواننده عزیز باید از این نکته غافل نماند. " تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ..." این آیه شریفه جمله استینافى و جدید است، که مى‏خواهد کلمه تجارت را که در آیه قبلى پیشنهاد کرده بود براى آنان تفسیر کند، گویا شخصى پرسیده این تجارت چیست؟ و در پاسخ فرمود این" تجارت این است که به خدا و رسولش ایمان آورده، در راه او با مال و جانتان جهاد کنید". و اگر ایمان به رسول را با ایمان به خدا ذکر کرد، براى این بود که بفهماند اطاعت رسول در آنچه دستور مى‏دهد واجب است، و گرنه ایمان به خدا بدون ایمان به رسول معنا ندارد، چون این رسول است که به ایمان به خدا دعوت مى‏کند، هم چنان که فرموده:" إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ ... أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا" «1». " ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ"- یعنى این که گفتیم: به خدا و رسولش ایمان بیاورید، و چنین و چنان کنید، خیر خود شما را در نظر گرفتیم اگر به راستى از اهل علم باشید. و اما جاهلان، اعمالشان قابل اعتناء نیست، و معیار قرار نمى‏گیرد. بعضى از مفسرین گفته‏اند: مراد این است که اگر شما اهل علم و فهم باشید، خیر بودن این تجارت را درک مى‏کنید. (1) کسانى که به خدا و فرستادگانش کفر ورزیده، مى‏خواهند میان خدا و رسولش جدایى بیندازند ... اینان همان کافران حقیقى هستند. سوره نساء، آیه 150 و 151. ‌صفحه‌ى 438 " یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ..." این جمله جواب شرطى است که در ظاهر کلام نیامده، ولى از آیه قبلى فهمیده مى‏شود، و تقدیر کلام این است که:" ان تؤمنوا باللَّه و رسوله و تجاهدوا فى سبیله یغفر لکم ذنوبکم ...". در آیه شریفه مورد بحث کلمه" ذنوبکم" مطلق آمده، یعنى نفرمود کدام گناه آمرزیده مى‏شود. و از این اطلاق مى‏توانیم نتیجه بگیریم که تمامى گناهان با شرایطى که ذکر شده آمرزیده مى‏شود. اعتبار عقلى هم مساعد با این معنا است، چون این آمرزش در آیه شریفه مقدمه داخل شدن در بهشت جاودان ذکر شده، و معنا ندارد که کسى داخل چنین بهشتى بشود، در حالى که پاره‏اى از گناهانش آمرزیده نشده باشد. و اى بسا به منظور اشاره به همین نکته بوده که دنبال آیه فرموده:" وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ" یعنى جناتى ثابت و دائمى. پس دائمى و ثابت بودن آن جنات خود اشاره است به اینکه مغفرت مزبور در آیه شامل همه گناهان مى‏شود. علاوه بر این، در آیه شریفه میان ثمن و مثمن معامله، مقابله واقع شده. آنچه مؤمن به خدا مى‏دهد، متاع قلیل دنیاى ناپايدار است، و آنچه خدا به مؤمن وعده داده تا او را دلخوش سازد تا با طیب نفس و اراده‏اى قوى به این معامله اقدام کند و خود را قربانى نماید متاع و زندگى دائمى و باقى است، و به همین جهت به منظور تاکید این مطلب در آخر فرمود:" ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ". " وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ ..." این آیه عطف است بر جمله" یَغْفِرْ لَکُمْ ..." و کلمه" اخرى" صفتى است که در جاى موصوف به کار رفته، و نیز خبرى است براى مبتدایى که حذف شده، و جمله" نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ" بیان کلمه" اخرى" است، و تقدیر کلام این است:" و لکم نعمة- و یا خصلة- اخرى تحبونها و هى نصر من اللَّه و فتح عاجل- و شما نعمتى- و یا خصلتى- دیگر دارید، که دوستش دارید، و آن عبارت است از نصرتى از خدا و فتحى نزدیک و جمله" وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ" عطف است بر چیزى که از جمله سابق فهمیده مى‏شد، گویا فرموده:" قل یا ایها الذین امنوا هل ادلکم ..."،" و بشر المؤمنین". این بشارت در مقابل بشارتى است که در آیه شریفه زیر واقع شده، مى‏فرماید:" إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ... فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ‏ ‌صفحه‌ى 439 بِهِ" «1»، و از این محاذات و مقابله روشن مى‏شود که مژده‏اى هم که در آیه مورد بحث داده شده، در خصوص نصرت و فتح نیست، بلکه مجموع پاداشهایى است که خدا در دنیا و آخرت مى‏دهد. همه این مطالب امورى است که از آیه شریفه به کمک سیاق و اعراب کلماتش استفاده مى‏شود، ولى مفسرین در معناى آیه سخنانى دیگر گفته‏اند که سیاق، آن طور که باید با آن مساعد نیست، و به همین جهت از نقل آن خوددارى کردیم. بعضى هم احتمال داده‏اند که جمله" وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ" استینافى و جدید باشد. [معناى اینکه فرمود:" کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ ..."] " یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ ..." یعنى آن قدر دین خدا را یارى کنید که به این علامت شناخته شوید. بنا بر این، آیه شریفه جنبه ترقى نسبت به آیه قبلى دارد که مى‏فرمود" هَلْ أَدُلُّکُمْ ..."، در نتیجه برگشت معناى هر دو آیه به این مى‏شود: با جان و مال خود تجارت کنید، و خدا را با ایمان و جهاد در راه او یارى نمایید، و بر یارى خود دوام و ثبات داشته باشید. و منظور از یارى کردن خدا یارى پیامبر خدا در پیش گرفتن راهى است که آدمى را با بصیرت به سوى خدا مى‏کشاند، هم چنان که در جاى دیگر فرموده:" قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی" «2». دلیل بر اینکه منظور از یارى خدا، یارى دین خدا و پیامبر خدا است، این است که جمله" کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ" را تشبیه مى‏کند به گفتار عیسى (ع)، مى‏فرماید:" کما قالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ- همان طور که عیسى بن مریم به حواریین گفت: چه کسى یاور من به سوى خدا است؟ حواریین گفتند ماییم انصار خدا" پس انصار خدا بودن حواریین معنایش این بود که انصار عیسى بن مریم باشند در پیمودن راه خدا، و توجه به آن درگاه. و راه خدا همان توحید و اخلاص عبادت براى خداى سبحان است. پس، از اینکه جمله" نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ" محاذى و مقابل جمله" مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ" قرار گرفته، و مطابق آن واقع شده، معلوم مى‏شود که معناى هر دو جمله یکى است، یعنى معناى جمله" نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ" هم" مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ" است. پس اینکه مخاطبین در جمله" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ" انصار خدا باشند، معنایش این است‏(1) سوره توبه، آیه 111. (2) بگو این است راه من که مردم را به سوى خدا دعوت کنم در حالى که خودم و پیروانم با بصیرت باشیم. سوره یوسف، آیه 108.  ‌صفحه‌ى 440 که انصار رسول خدا (ص) در نشر دعوت و اعلاى کلمه حق باشند، و در این راه جهاد کنند، و این همان ایمان آوردن به رسول خدا (ص)، و اطاعت قاطع و صادق او در اوامر و نواهى او است، هم چنان که از سیاق آیات سوره هم همین معنا استفاده مى‏شود. " فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ کَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ"- این قسمت از آیه شریفه به ماجرا و سرانجام پیشنهاد عیسى (ع) اشاره نموده، بیان مى‏کند که بنى اسرائیل دو طائفه شدند، یکى حواریین بودند که به وى ایمان آوردند، و طائفه‏اى دیگر که کفر ورزیدند، و خداى تعالى مؤمنین را بر کفار که دشمن ایشان بودند غلبه داد، و بعد از آنکه روزگارى دراز توسرى خور آنان بودند، سرور ایشان شدند. در این قسمت از آیه اشاره است به اینکه امت پیامبر اسلام هم عین این سرنوشت را دارند، آنها نیز مانند امت عیسى دو طائفه مى‏شوند یکى مؤمن، و دیگرى کافر. و اگر مؤمنین، خداى تعالى را که در مقام نصرت‏خواهى از آنان برآمده اجابت کردند، و پاس حرمت دستورات او را نگه داشتند، خداى تعالى هم ایشان را علیه دشمنانشان نصرت داده، و همان طور که مؤمنین به عیسى بعد از روزگارى مذلت به آقایى رسیدند، ایشان را نیز بر دشمنان خود سرورى مى‏بخشد. خداى تعالى در آخر داستانهاى عیسى در سوره آل عمران به این داستان اشاره نموده، مى‏فرماید:" فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسى‏ مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ" «1» و این قصه در شش آیه از آن سوره آمده که دقت در آنها معناى آیه مورد بحث را روشن مى‏سازد. بحث روایتى [چند روایت در باره تجارت نجات دهنده، حواریون عیسى (علیه السلام) و ...)] در تفسیر قمى در روایتى که ابى الجارود از امام ابى جعفر در تفسیر آیه" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ" نقل کرده فرموده: اصحاب گفتند: چه خوب بود مى‏فهمیدیم این تجارت چیست که اگر بفهمیم جان و مال و حتى اولادمان را (1) عیسى وقتى از مردم احساس کفر نمود، پرسید انصار من به سوى خدا کیانند، حواریون گفتند: ما انصار خداییم. سوره آل عمران، آیه 52. ‌صفحه‌ى 441 هم در به دست آوردن آن مى‏دادیم. خداى تعالى فرمود:" تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ ... ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ" «1». مؤلف: این معنا از طریق اهل سنت نیز روایت شده «2». و در همان تفسیر در ذیل آیه" وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ" آمده که امام فرمود: یعنى فتح امام قائم. و در روایتى دیگر فرموده: یعنى فتح مکه «3». و در کتاب احتجاج از امیر المؤمنین (ع) آمده که در ضمن حدیثى فرمود: زمین هیچ وقت از عالمى که ما یحتاج خلق را بیان کند و متعلمى که در راه نجات به دنبال علماء مى‏رود، خالى نبوده، هر چند که این دو طائفه همیشه در اقلیت بوده‏اند. و خداى تعالى این معنا را در امت‏هاى انبیاى گذشته بیان نموده است، و آن امت‏ها را مثل براى آیندگان کرده، مثل این کلامش که در باره حواریین عیسى (ع) مى‏فرماید: عیسى به سایر بنى اسرائیل گفت:" مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ" «4». مؤلف: این روایت هر چند در تفسیر آیه آل عمران وارد شده، ولى در باره آیه مورد بحث نیز فائده مى‏دهد. و در الدر المنثور است که ابن اسحاق و ابن سعد از عبد اللَّه بن ابى بکر بن محمد بن عمرو بن حزم روایت کرده‏اند که گفت: رسول خدا (ص) به آن چند نفرى که در عقبه دیدارش کردند فرمود: از بین خود دوازده نفر را به عنوان کفیل قوم خود به من معرفى کنید، همان طور که حواریون عیسى بن مریم کفیل قوم خود بودند «5». (1) تفسیر قمى، ج 2، ص 365. (2) الدر المنثور، ج 6، ص 214. (3) تفسیر قمى، ج 2، ص 366. (4) احتجاج طبرسى، ج 1، ص 368. (5) الدر المنثور، ج 6، ص 214.
حاشیه
تفسیر نور
در آیه قبل، غلبه دین اسلام بر سایر ادیان وعده داده شد ولى تحقق این وعده سه شرط لازم دارد: الف) قانون کامل و جهانى که همان قرآن است، نورى که خداوند آن را کامل کرده و هیچ کس قدرت خاموش کردنش را ندارد. ب) وجود رهبر معصوم، که حضرت مهدى، بقیّة اللّه و ذخیره الهى است. ج) آمادگى مردم، که در این آیه مطرح شده است. این آیات، هم وزن آیه 111 سوره توبه است که مى‏فرماید: «انّ اللّه اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّة...» در تجارت چند فرض وجود دارد: تجارت بد: «بئسما اشتروا به انفسهم»<1116> تجارت بدون سود: «فما ربحت تجارتهم»<1117> تجارت کم سود: «متاع الدنیا قلیل»<1118> تجارت زیان بار: «ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم»<1119> تجارت بسیار زیان بار: «ان الانسان لفى خسر»<1120> تجارت رسوا: «الخسران المبین»<1121> تجارت راکد: «تخشون کسادها»<1122> تجارت مستمرّ و بادوام: «تجارة لن تبور»<1123> تجارت نجات بخش: «تجارة تنجیکم»<1124> تجارت سودآور: «تجارة مُربِحة»<1125> حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: قیمت شما بهشت است، پس خودتان را ارزان نفروشید: «لیس لانفسکم ثمنٌ الاّ الجنّة فلا تبیعوها الاّ بها»<1126> دنیا تجارت خانه اولیاى الهى است: «الدنیا متجر اولیاء اللّه»<1127> جالب آن که حضرت على‏علیه السلام این سخن را به کسى فرمود که از دنیا بدگویى مى‏کرد. در تجارت با خداوند، ما سرمایه را از خود او مى‏گیریم و با قیمت گزاف به خودش مى‏فروشیم. در فرهنگ اسلام براى بسیارى از امور مادّى، مشابه معنوى نیز وجود دارد. براى مثال: الف) خوراک مادّى: «کلوا من الطیبات»<1128> خوراک معنوى: «فلینظر الانسان الى طعامه»<1129> که امام علیه السلام مى‏فرمایند: «الى علمه»<1130> ببیند چه مى‏آموزد. ب) لباس مادّى: «سرابیل تقیکم»<1131> لباس معنوى: «و لباس التقوى ذلک خیر»<1132> ج) زینت مادّى: «خذوا زینتکم عند کل مسجد»<1133> زینت معنوى: «حبّب الیکم الایمان و زیّنه فى قلوبکم»<1134> د) سفر مادّى: «و ان کنتم على سفر»<1135> سفر معنوى: «انک کادح الى ربّک کدحاً»<1136> ه) رزق مادّى: «من الثمرات رزقاً لکم»<1137> رزق معنوى: «وارزقنى حج بیتک الحرام»<1138> و) شیرینى مادّى: «حلاوة الدنیا»<1139> شیرینى معنوى: «حلاوة الایمان»<1140>، «حلاوة وُدّک»<1141> ز) پاداش مادّى: «جنات تجرى من تحتها الانهار...»<1142> پاداش معنوى: «و رضوان من اللّه اکبر»<1143> ح) پدر مادّى: «و والد و ما ولد»<1144> پدر معنوى: «أنا و علىٌ ابوا هذه الامّة»<1145> ط) هجرت مادّى: «و هاجروا»<1146> هجرت معنوى: «و الرجز فاهجر»<1147> در حدیث مى‏خوانیم که على علیه السلام فرمود: «أنا التجارة المربحة المنجیة من العذاب الالیم التّى دلّ اللّه علیها فى کتابه فقال «هل ادلّکم على تجارةٍ...»»<1148> من همان تجارت پرسودى هستم که باعث نجات از عذاب الیم است همان که خداوند در قرآن به آن اشارکرده است. 1- مردم را با عنوان و لقب ایمانى آنها مخاطب قرار دهیم. «یا ایها الّذین آمنوا» 2- باید ابتدا در مردم آمادگى ایجاد کنیم و یکى از راه‏هاى آن، طرح سؤال است. «هل ادلّکم» 3- تجارت، نیاز به راهنما دارد. «هل ادلّکم على تجارة» 4- تجارت معنوى براى همه قابل درک نیست، فقط مؤمنان به خدا این معنا را درک مى‏کنند. «یا ایها الّذین آمنوا هل ادلّکم...» 5 - انسان فطرتاً به دنبال سود است، آن هم سودى ثابت و پایدار. «هل ادلّکم على تجارة تنجیکم» 6- سود واقعى، نجات از قهر الهى است. «تجارة تنجیکم من عذاب الیم» 7- دفع خطر، مهم‏تر از جلب منفعت است. «تجارة تنجیکم من عذاب الیم» 8 - تجارت، تنها در امور دنیوى نیست. «تجارة... تؤمنون باللّه » 9- پیروى از پیامبران، تجارت پر سود است. «تجارةٍ... تؤمنون باللّه و رسوله» 10- ایمان، درجات مختلفى دارد. «یا ایها الّذین آمنوا... تؤمنون» 11- در تبلیغ دین، از عناوین و موضوعات مورد توجّه مردم باید استفاده کرد. موضوع تجارت و کسب درآمد مورد نظر همه است، لذا ایمان به خدا، به عنوان یک تجارت پر سود مطرح مى‏شود. «تجارةٍ... تؤمنون باللّه و رسوله» 12- ایمان، تنها باور قلبى نیست، تلاش و جهاد لازم دارد. «تؤمنون... تجاهدون» 13- ایمان به خدا همراه با ایمان به رسول است و جهاد با مال همراه با جهاد با جان. «تؤمنون... تجاهدون...» 14- ایمان و جهاد موسمى و فصلى و مقطعى کارساز نیست، تداوم لازم دارد. «تؤمنون... تجاهدون...» (فعل مضارع نشانه دوام و استمرار است.) 15- ایمان سطحى سرچشمه‏ى کارهاى مهم نمى‏شود، ایمان کامل لازم است. «یا ایها الّذین آمنوا... تؤمنون... تجاهدون» 16- ایمان بر عمل مقدّم است. «تؤمنون... تجاهدون» 17- حفظ دین، برتر از حفظ مال و جان است و باید براى حفظ دین، از مال و جان گذشت. «تجاهدون فى سبیل اللّه باموالکم و انفسکم» 18- جهاد از هیچ فردى برداشته نمى‏شود، گاهى با مال، گاهى با جان و گاهى با مال و جان باید جهاد کرد. «تجاهدون... باموالکم و انفسکم» 19- در دستورات، از کار سبک‏تر شروع کنیم تا به کارهاى سنگین‏تر برسیم. (جهاد با مال قبل از جهاد با جان آمده است). «باموالکم و انفسکم» 20- ارزش کارها به اخلاص است. «فى سبیل اللّه» 21- چه بسا تلخى‏ها که به نفع ما باشد ولى ما ندانیم. «تجاهدون... خیر لکم» 22- انسان فطرتاً به دنبال خیر و سعادت است و خداوند وعده رسیدن به آن را داده است. «ذلکم خیر لکم» 23- بهشت را به بها دهند نه بهانه. «تؤمنون... تجاهدون... یدخلکم جنّات» 24- عمل کامل، پاداش کامل را در پى دارد. (در این آیات، مسئله ایمان به خدا و رسول و جهاد با مال و جان از یک سو و مغفرت همه گناهان و ورود در بهشت و فوز بزرگ از سوى دیگر مطرح شده است.) «یغفر لکم... جنّات... مساکن... ذلک الفوز العظیم» 25- دریافت الطاف الهى، به پاک بودن و پاک شدن نیاز دارد. (اوّل مغفرت، بعد بهشت و رستگارى بزرگ). «یغفر لکم... یدخلکم... ذلک الفوز العظیم» 26- انسان در میان عذاب الیم و فوز عظیم قرار دارد که با معامله‏اى با خدا، از عذاب رها مى‏شود و به فوز مى‏رسد.«تنجیکم من عذاب الیم...
حاشیه
تفسیر اطیب البیان
(11))تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون ):(به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید، این برای شما بهتر است ، اگر می دانستید)استفهام در این آیه جنبه پیشنهادی دارد و به معنای امر است .(تجارت )یعنی تصرف در سرمایه به منظور کسب سود، در این آیات ایمان و جهادتجارت محسوب شده ، تجارتی که سرمایه آن جان آدمی و سود آن نجات ازعذاب دردناک اخروی است (74).می فرماید: ای اهل ایمان آیا مایلید شما را به تجارتی عظیم الشأن راهنمایی کنیم که موجب نجات شما از عذاب دردناک است ؟ و چون هر عقل سلیمی در پاسخ این سئوال جواب مثبت می دهد در تقریر این تجارت می فرماید: این تجارت آنست که به خدا ورسولش ایمان بیاورید و اطاعت آنها را بر خود لازم بدانید و در راه خدا نهایت جد وجهد خود را بکار ببرید و از مال و جانتان دریغ نورزید، که همانا این ایمان وجهاد(مالی وجانی )برای شما بهتر است و ما خیر شما را در نظر داشته ایم ، اگر براستی ازاهل علم و تفقه باشید.
 حاشیه
تفسیر نمونه
تجارتى پر سود و بى نظیر! همانگونه که در آغاز سوره گفتیم ، یکى از اهداف مهم این سوره ، دعوت به ایمان و جهاد است ، آیات مورد بحث نیز تاءکیدى است به این دو اصل ، بامثال لطیفى که انگیزه حرکت الهى را در جان انسان به وجود مى آورد، انگیزه اى که شرط پیروزى اسلام بر تمام ادیان است که در آیات قبل به آن اشاره شده بود. نخست مى فرماید: ((اى کسانى که ایمان آورده اید! آیا شما را به تجارتى دلالت کنم که از عذاب الیم ، نجاتتان مى دهد))؟ (یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم على تجارة تنجیکم من عذاب الیم ). با اینکه ((ایمان )) و ((جهاد)) از واجبات قطعیه اند، ولى در اینجا آن را نه به صورت امر، بلکه به صورت پیشنهاد تجارت ، مطرح مى کند، آن هم آمیخته با تعبیراتى که از لطف بى پایان خدا حکایت دارد. بدون شک نجات از ((عذاب الیم ))، از مهمترین خواسته هاى هر انسانى است ، و لذا این سؤ ال که آیا مى خواهید شما را به تجارتى رهنمون شوم که شما را از عذاب الیم رهائى مى بخشد؟ براى همه ، جالب توجه است . هنگامى که با این سؤ ال دلها را به سوى خود جذب کرد، بى آنکه منتظر پاسخ آنها باشد، به شرح آن تجارت پرسود پرداخته ، مى افزاید: ((و آن اینکه به خدا و رسول او ایمان بیاورید و در راه خداوند با اموال و جانهایتان جهاد کنید)) (تؤ منون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبیل الله باموالکم و انفسکم ). بدون شک خدا نیازى به این تجارت پرسود ندارد، بلکه تمام منافع آن دربست به مؤ منان تعلق مى گیرد، لذا در پایان آیه مى فرماید: ((این براى شما از هر چیز بهتر است اگر بدانید)) (ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون ). قابل توجه اینکه مخاطب ، مؤ منانند، به قرینه یا ایها الذین آمنوا و در عین حال آنها را به دو اصل ((ایمان )) و ((جهاد)) دعوت مى کند، ممکن است این تعبیر اشاره به این باشد که ایمان اسمى و سطحى کافى نیست ، ایمان عمیق و خالص لازم است که بتواند سرچشمه ایثار و فداکارى و جهاد گردد، و نیز ممکن است ذکر ایمان به خدا و رسول در اینجا شرحى باشد بر ایمان که به طور اجمال در آغاز آیه گذشته آمده بود. به هر حال ، ایمان به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از ایمان به خدا جدا نیست ، همانگونه که جهاد با جان ، از جهاد با مال نمى تواند جدا باشد، زیرا تمام نبردها نیاز به وسائل و امکاناتى دارد که از طریق کمکهاى مالى باید تاءمین شود، بعضى قادر بر هر دو نوع جهادند، و بعضى تنها قادر بر جهاد با مال و در پشت جبهه اند، و گاه تنها جان دارند و آماده بذل جان . اما به هر صورت باید این دو نوع جهاد با یکدیگر تواءم گردد تا پیروزى فراهم شود و اگر مى بینیم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است که از جهاد با جان مهمتر مى باشد، بلکه به خاطر این است که مقدمه آن محسوب مى شود چرا که ابزار جهاد از طریق کمکهاى مالى فراهم مى گردد. تا اینجا سه رکن اساسى از ارکان این تجارت بزرگ و بى نظیر مشخص ‍ شد: ((خریدار)) خدا است ، و ((فروشنده )) انسانهاى با ایمان ، و ((متاع )) جانها و اموالشان ، اکنون نوبت به رکن چهارم مى رسد که بهاى این معامله عظیم است . مى فرماید: ((هر گاه چنین کنید خداوند گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغهائى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است و در مسکنهاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مى دهد، و این پیروزى عظیمى است )) (یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجرى من تحتها الانهار و مساکن طیبة فى جنات عدن ذلک الفوز العظیم ). در مرحله پاداش اخروى نخست به سراغ آمرزش گناهان مى رود چرا که بیشترین ناراحتى فکر انسان از گناهان او است ، وقتى آمرزش و غفران مسلم شد غصه اى ندارد، این تعبیر نشان مى دهد که نخستین هدیه الهى به شهیدان راهش این است که تمام گناهانشان را مى بخشد. اما آیا این تنها ناظر به ((حق الله )) است ، و یا ((حق الناس )) را نیز شامل مى شود؟ مطلق بودن آیه دلیل بر عمومیت است ، ولى با توجه به اینکه خداوند حق الناس را به خود آنها واگذار کرده بعضى در عمومیت آیه تردید کرده اند. به این ترتیب در آیات فوق دو شاخه از ایمان (ایمان به خدا و رسول ) و دو شاخه از جهاد (جهاد با مال و جان ) و دو شاخه از پاداشهاى اخروى (آمرزش گناهان و دخول در بهشت جاودان ) و چنانکه خواهیم دید دو شاخه از مواهب الهى در دنیا نیز در آیه بعد آمده است . آنجا که مى فرماید: ((و نعمت دیگرى که آن را دوست دارید و مورد علاقه است به شما مى بخشد، و آن یارى خداوند، و پیروزى نزدیک است )) (و اخرى تحبونها نصر من الله و فتح قریب ). چه تجارت پرسود و پربرکتى ؟ که سراسرش فتح و پیروزى و نعمت و رحمت است ، و به همین دلیل از آن به عنوان ((فوز عظیم )) و پیروزى بزرگ یاد کرده . سپس به همین دلیل به مؤ منان در مورد این تجارت بزرگ تبریک مى گوید و بشارت مى دهد و مى افزاید: ((و مؤ منان را بشارت ده (و بشر المؤ منین ). در حدیثى آمده است هنگامى که در ((لیله عقبة )) (شبى که پیامبر در نزدیکى مکه مخفیانه با جمعى از مردم مدینه ملاقات کرد و از آنان بیعت گرفت ) میان رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و مسلمانان مدینه پیمان بسته شد ((عبدالله بن رواحه )) عرض کرد هر شرطى مى خواهى در ضمن این پیمان براى پروردگارت و براى خودت بکن . پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ((اما براى پروردگارم شرط این است که به هیچوجه چیزى را شریک او قرار ندهید، اما براى خودم همانگونه که از خود و اموالتان دفاع مى کنید از من نیز دفاع کنید. ((عبدالله )) گفت : در مقابل آن به ما چه داده خواهد شد؟ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: بهشت ! عبدالله گفت : ربح البیع لا نقیل و لا نستقیل : ((چه معامله پرسودى ؟ نه ما از این معامله بازمى گردیم و نه اگر بازگشتى از ما بخواهند مى پذیریم ! (نه فسخ مى کنیم و نه فسخ را پذیرا مى شویم ) 1 - ((فتح قریب )) کدام است ؟ پیروزى موعود در این آیات هم در جنبه هاى منطقى ، و هم در میدانهاى نبرد به طور مکرر عائد مسلمانان شد. و در اینکه منظور از ((فتح قریب )) کدام فتح است مفسران احتمالات متعددى داده اند بسیارى آن را به ((فتح مکه )) تفسیر کرده اند، و بعضى به ((فتح بلاد ایران و روم )) و بعضى به کل فتوحات اسلامى که به فاصله نزدیکى به دنبال ایمان و جهاد مسلمین به دست آمد. و از آنجا که مخاطب تنها اصحاب و یاران پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نیستند، بلکه همه مؤ منان در طول تاریخ مخاطب به این خطاب مى باشند، جمله ((نصر من الله و فتح قریب )) معنى وسیع و گسترده اى دارد، و بشارتى است به همه آنها هر چند در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و به هنگام نزول این آیات مصداق روشن آن فتح مکه بود. 2 - مساکن طیبه چیست ؟ در میان نعمتهاى بهشتى در اینجا به خصوص روى مساءله مسکن پاکیزه و مرفه ، آنهم مسکنى در باغهاى بهشت جاویدان تکیه شده ، و این به خاطر آن است که یکى از شروط اساسى آسایش و آرامش انسان همان مساءله مسکن است ، آنهم مسکنى پاک و پاکیزه از هرگونه آلودگى ظاهرى و باطنى که انسان با خیال راحت در آن بیارامد. ((راغب )) در ((مفردات )) مى گوید: معنى ((طیب )) در اصل چیزى است که حواس ظاهر و باطن از آن لذت برد، و این معنى جامعى است که همه شرائط مناسب یک مسکن را در بر مى گیرد. قابل توجه اینکه در قرآن سه چیز مایه آرامش شمرده شده است : تاریکى شب و جعل اللیل سکنا (انعام - 96). خانه هاى مسکونى و الله جعل لکم من بیوتکم سکنا (نحل - 80). و همسران یکدل ، و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها (روم - 21). 3 - دنیا تجارتخانه اولیاء خدا است در نهج البلاغه مى خوانیم على (علیه السلام ) در مقابل شخص پر ادعائى که به اصطلاح ((جا نماز آب مى کشید)) و پشت سر هم مذمت دنیا مى کرد، فرمود: اشتباه کردى دنیا براى آنها که بیدار و آگاهند سرمایه بزرگى است ، و سپس شرحى در این زمینه بیان فرمود از جمله اینکه : دنیا ((متجر اولیاءالله )) و تجارتخانه دوستان خدا است . بنابراین اگر در یکجا دنیا به ((مزرعه )) آخرت تشبیه شده ، در اینجا به تجارتخانه تشبیه گردیده است که انسان سرمایه هائى را که از خدا گرفته به گرانترین قیمت به خود او مى فروشد، و در برابر متاع ناچیزى بزرگترین نعمت را از او دریافت مى دارد. اصولا تعبیر به تجارت آنهم تجارتى پرسود براى تحریک مهمترین انگیزه هاى انسان است ، انگیزه جلب منفعت و دفع ضرر، زیرا این تجارت الهى تنها سودآور نیست بلکه ((عذاب الیم )) را نیز دفع مى کند. نظیر همین معنى در آیه 111 سوره توبه نیز آمده است ان الله اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة : ((خداوند از مؤ منان جانها و اموالشان را خریدارى مى کند و در برابر آن بهشت به آنها مى دهد)). شرح دیگرى در این زمینه در تفسیر سوره توبه داده ایم .
 

 

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح می‌باشد.