English
به پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تفحص شهدا خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

آن سوی فکه/یادداشتهای تفحص برون مرزی

21/8/80 اولین مبادله در برون‌مرزی فکّه
     پس از دو ماه فعالیّت گروه های تفحّص در عمق چهل و هشت کیلومتری خاک عراق، تعداد هفتاد و هشت پیکر از شهدای عملیّات والفجر مقدماتی جمع آوری گردید براساس توافقات بین دو کشور، پس از هر دو ماه، مراسم تبادل به صورت رسمی با حضور مقامات کشوری، لشکری و مردم مرزنشین دو کشور در منطقه ی مرزی برگزار می شد. مردم مرزنشین استان های همجوار دو کشور، برای اولین بار مبادله را در فکّه به وسیله مرزبانان و گروه های تفحّص مشاهده می کردند. دو روز قبل از اجرای رسمی مراسم، سردار باقرزاده به گروه تفحّص لشکر 14 امام حسین (ع) مأموریت داد تا مسئولین و مردم شهرستان دهلران، به خصوص خانواده های معظم شهدا را، به دروازه ی فکّه دعوت کنیم و در این خصوص، پس از تشکیل جلسه با فرماندار دهلران و جمعی از مسئولین،امکانات زیادی از جمله ایجاد یک طاق نصرت در ورودی مرز ایستگاه صلواتی و یک جایگاه مناسب، جهت استقرار مدعوین فراهم شد. این کارها به وسیله ی نیروهای قرارگاه، اعم از پرسنل تیپ امام رضا(ع)، لشکر 25 کربلا و کمیته ی مفقودین و لشکر 14 امام حسین (ع) و به خصوص برادرانی هم چون حاج رضا علیجانی، ابوالقاسم روستا، حاج حسین لادانی، حاج حسین عشقی، حمید هادی پور، اسدالله چوبین، روح اله نظری و مجید پهلوانی نژاد انجام گرفت. در خلال این روزها، عراقی ها هم چادرهای گروهی خود را برای مهمانانشان آماده می کردند. روز مبادله یعنی 21/8/80 فرا رسید و باید هفتاد و هشت پیکر مطهّر شهید که به دست بچه‌های تفحّص در طول دو ماه گذشته جمع‌آوری شده بود و در بیمارستان عماره نگه داری می شدند، از عراقی ها تحویل و نود و چهار کشته ی عراقی که باز در خاک کشورمان، به وسیله ی بچّه‌های گروه جمع شده بودند، مبادله می گردید. به رسم معمول، شهدا در تابوت هایی بدون پرچم و آذین بندی در پشت میله ی دژبانی و در خاک عراق و کشته‌های عراقی هم به همین ترتیب در داخل مقّر تفحّص آماده تحویل بودند. مدعوین دو طرف، کم کم از راه رسیدند و در مقابل هم قرار گرفتند. دعوت شدگان عراقی اکثراً پیرمردان و ریش سفیدانی بودند که به عنوان سران قبایل و شیوخ منطقه آمده بودند. علاوه بر آن ها تعدادی زنِ مطرب با لباس نامناسب از پشت جایگاه، آوازخوانی و طبل نوازی و رقص می کردند. تعدادی از عناصر نظامی هم برروی صندلی ها و در خیمه‌ای که از قبل در آنجا بر پا شده بود، نظاره‌گر مراسم بودند. تصاویر بزرگی از سرکرده ی ملعون بعثی، صدام، نیز در چند نقطه از جایگاه، نصب شده بود و هر از چند گاهی، جماعت عراقی حاضر در جایگاه، به رقص و پایکوبی می پرداختند و شعار معروف بالروح بدم نفدیک یا ... ؛ یعنی: روح وجانم فدای تو... سر می دادند. مردها هم گوشه ای از عبای عربی را به طرزی مخصوص در بالای سر خود، به چرخش درمی آوردند، و به اصطلاح «یزله» (حرکتی نمایشی به صورت پایکوبی و شادی است که در مجالس جشن محلی ، عروسی ها و مراسمات سیاسی عشایر عرب برای حمایت از دولتمردان و شخصیت های محلی برگزار می کنند.) می کردند و زنان با هلهله و خواندن ابیات عربی در وصف صدام، خود را شاد جلوه می دادند. در این سوی مرز و پشت میله ی قف هم افراد زیادی از خانواده های شهدای ایرانی و گروهی از جوانانِ هیئت های مذهبیِ شهر دزفول و برادرانی از سپاه و ارتش، فرمانداران دهلران و شوش و عدّه ی زیادی از مسئولین این شهرستان ها، در زیر سایبانی بزرگ، بر روی صندلی های چیده شده، به صورت صمیمی و کنار هم، بدون این که مسئولین از مردم قابل تشخیص باشند، منتظر ورود شهدا بودند. از بلندگوی جایگاه ایرانی ها صدای نوحه سرایی و پخش زیارت عاشورا به گوش می رسید. گفته می شد که حسن‌الدوری، رئیس هیئت عراقی، قبل از ورود به خاک کشورمان به سردار باقرزاده به خاطر پخش زیارت عاشورا و این که به خلفای آن ها اهانت شده است، اعتراض کردند و خواستار خاموش کردن سیستم صوتی و جلوگیری از ادامه زیارت عاشورا شدنـد، کـه سردار بـا تـدبیرخـاصی به خواسته ی آن ها اعتنا نکـرد و زیارت عاشورا تا پایان به وسیله ی یکی از بچّه‌های دهلران قرائت گردید.
     هیئت چند نفره ی عراق به سرپرستی حسن الدوری، با عبور از میان خانواده‌های معظم شهدا به خصوص پدران و مادران شهدا و مردم مرزنشین دهلران و شوش، به محل یکی از سوله های قرارگاه برون‌مرزی برای مذاکره وارد خاک کشورمان شدند. آثار خجلت و ترس در چهره ی این عناصر بعثی به وضوح دیده می‌شد. ضمن این که با وساطت فرماندهان نظامی ارتش و سپاه و تأکید سردارباقرزاده، احساسات مردم دهلران و خانواده‌های معظم شهدا که برای اولین بار شاهد تشکیل چنین جلسه ای و ورود عناصر بعثی عراق به خاک کشورمان بودند، کنترل گردید. هر چند که بعضی افراد بدون توجه به مقررات دیپلماسی، افسران عراقی را مورد نفرین قرار داده و عدّه ای هم قصد برخورد فیزیکی داشتند، در میان تدابیر شدید امنیتی فاصله صد متری راهپیمائی هیئت عراقی از جایگاه مراسم تا سوله ی محل جلسه، طی طریق شدند و بعثی های عراقی را در شرایط فشار جمعیت، در هنگام ورود به درب کوچک سالن به داخل هدایت کردیم. از لحظه بحث و گفت و گو باز هم عراقی ها مکلّف شدند، تا پس از این که شهدای ایرانی به وسیله ی گروه تشریفات به داخل ایران وارد شدند، متعاقب آن گروه تشریفات عراقی جهت حمل اجساد خود وارد شوند. برای بازگشت عراقی ها به محل قف و عبور از جلوی جایگاه مدعوین - این بار با باز کردن مسیر توسط نیروهای ارتش و سپاه و مرزبانان و التماس به حضار برای رعایت نظم - هیئت عراقی را خارج نمودیم. سردار باقرزاده نقل می کردند: «آن روز در ازدحام و هجوم مردم به ویژه جوانان دهلرانی که اغلب آن ها دوربین عکاسی داشتند و تند تند از من و حسن الدوری عکس می انداختند، حسن الدوری عصبانی شد و گفت چقدر عکس می گیرند؟! اصلا چرا این همه دوربین آورده اند؟! و هکذا... درجواب برای تضعیف روحیه او وهمراهانش تنها یک جمله گفتم تا خودش تا انتها مطلب را بفهمد. به او گفتم: «بحمدالله وضع ایرانی ها بعد از جنگ خیلی غنی شده است. لذا همه دوربین دارند.» اشاره به این مطلب که عراقی ها جنگ را بر ما تحمیل کردند و فلاکت زده شده اند ولی ما بعد از جنگ همچنان بر پای خود ایستاده ایم و هر روز وضعمان بهتر می شود.» کار تبادل با اعزام یگان تشریفات مقامات عالی نظامی به پشت میله های مرزی و امکان استقرار شهدایمان که در جلوی جایگاه عراق قرار داشت، آغاز شد. به روش جدیدی طبق دستور سردار، تعدادی کبوتر سفید رنگ که بر پر و بال آن ها رنگ قرمز ریخته شده بود، در منظر عراقی ها به مصداق شهدا به پرواز درآمد و مادران و خواهران شهید با اسپند دود کردن و نیروهای تشریفات با سر دادن شعار «یا حسین (ع)» و «الله اکبر» و اهدای شاخه گل بر روی تابوت‌ها، صدای مطربان، شیوخ و عناصر امنیتی و بعثی های حاضر را، خفه کردند و بعد از پرچم گذاری و آذین بندی، طی چند بار متوالی، همه ی هفتاد و هشت شهید حاضر، به داخل خاک کشورمان منتقل شده و بر روی دستان مدعوین قرار گرفت. مدعوین به خصوص مسئولین و مقامات ارشد نظامی، به نشانه احترام و تقدس به صف ایستاده بودند و با لمس تابوت ها خود را متبرک می کردند. مردم با سر دادن شعارهای اسلامی و مدیحه سرایی به مقام شامخ شهدا ارج می گذاشتند و زن و مرد هرکدام تابوتی از شهدا را حمل می کردند و در دشت پهناور فکّه بر خاک می نشستند و با شهدا درد دل می‌کردند. این مراسم در جلوی چشمان بعثی های عراقی، صورت می گرفت و آثار ندامت و شرمندگی در چهره ی آن ها به خصوص عناصر امنیتی، نظامی و دولتی آن ها به وضوح آشکار بود. سپس نوبت به انتقال اجساد عراقی به کشورشان شد. گروهی از سربازان عراقی با بی نظمی و فرامین خاص نظامی، در کنار اجساد عراقی قرار گرفتند و در چندین نوبت آن ها را به پشت میله مرزی انتقال دادند.
     آن چه در این مراسم قابل تأمل بود، دیدن صحنه هایی از واقعه ی کربلا بود؛ زیرا در یک طرف بانگ «الله اکبر»، «لااله‌الا الله» و ذکر «یا حسین» (ع) و پخش قرآن و زیارت عاشورا طنین انداز بود و در آن سوی میله های مرزی، عده ای با حرکات مستهجن و زنانی بدون حجاب اسلامی با صدای طبل و با رقص و پایکوبی خود را نشان می دادند. در یک طرف تمثال امام خمینی(ره) به عنوان انسانی محبوب در جهان و تصویر رهبر انقلاب و شعارهای قرآنی و اسلامی که بر روی پلاکاردها درج شده بود و در طرف مقابل عکس هایی از یک ظالم جنایت کار با چهره ای زشت که در ریختن خون انسان های زیادی از جمله شهیدان تشییع شده، دخالت مستقیم داشت، به چشم می خورد.
 
آذر ماه 1380
    هوای دشت وهب برخلاف ماه های گرم سال بسیار سرد بود و بارندگی- های پیاپی ادامه داشت. از این رو به خاطر شرایط زمین، برخی از روزها امکان حضور بچه ها، میّسر نمی شد. لذا فقط در چهار روز از این مـاه توانستیم شهدا را پیدا کنیم و مـابقی روزهـا یـا به دلیل بارندگی کار تعطیل می شد و یا شهیدی پیدا نمی کردیم.
 
شهدایی که در این ماه پیدا شد به شرح زیر است :
روز پنجشنبه 8/9/80
     ـ کشف یک شهید گمنام
 
روز دوشنبه 19/9/80
     کشف یک شهید به نام ابراهیم ...
 
روز چهارشنبه 21/9/80
     کشف یک شهید به نام سید مرتضی ...
 
روز شنبه 24/9/80
     کشف پیکر مطهّر دو شهید
   .. 7ـ195ـcy.
2 ـ شهید با پلاک ..4ـ544ـjـcy .
 
دی ماه 1380
     در دی ماه هم شرایط اقلیمی آذرماه حاکم بود. امّا کشف شهدا در این ماه نسبت به ماه گذشته بیشتر بود، روزهایی که در این ماه تفحّص شد و شهدایی کشف گردید، به این شرح است:
 
روز پنجشنبه 6/10/80
     کشف یک شهید گمنام .
  
روز سه شنبه 25/10/80
     کشف پنج شهید با مشخصات :
1 ـ شماره پلاک..H2ـ005ـBـHB .
2ـ شهید با پلاک ..0008ـ2 .
3ـ با پلاکj 2..ـ167 j ـ cj.
4ـ ..1003ـj .
5 ـ یک شهید گمنام . 
 
چهار شنبه 26/10/80
     کشف 3 شهید با پلاک های:
 1ـ .. y3ـ195jـcj .
 2ـ  j..1ـ11jـjj .
 3ـ 20000672 .    
 
پنجشنبه 27/10/80
     کشف یک شهید با پلاک .. j2ـ011jـjj .
 
شنبه 29/10/80
     کشف پیکر شش شهید در کنار جاده شنی پاسگاه وهب عراق .
1ـ شهید با پلاک ..j3ـ010jـjj .
2ـ ..4ـ199jـcj .
 3ـ .. 1ـ011ـjj و سه شهید گمنام .
  
روز یکشنبه 30/10/80
     در این روز هم یک گور دسته جمعی با تعداد دوازده شهید در فاصله ی 2800 متری پاسگاه وهب با مشخصات زیر کشف شد:
1ـ شهید.. 8ـ117jـcj .
2ـ شهید ..j2ـ011ـjj .
3ـ  شهید.. j2ـ11jـjj .
 4ـ شهید.. 2ـ011ـjj .
5ـ  شهید... j7ـ195jـcj .
6- شهید ابراهیم... 1ـ010ـjj .
7ـ شهید مصطفی... 6ـ000ـ2 .
8ـ شهید.. H0ـ014BـHB .
9ـ  شهید.. H 0ـ005BـHB .
10ـ شهید محمود... 7ـ000ـ2
11ـ شهید گمنام. 
12ـ شهید گمنام .
 
بهمن ماه سال 80
     دراین مناطق هم، اوج سرما در ماه بهمن است. مخصوصاً وقتی که دشت هوایی سرد و خشک دارد، به طوری که سوزش آن دست و صورت را به درد می آورد. ما هم باید از زمان بهره کافی می بردیم، هر چند که عراقی- ها دایم وقت کشی می کردند و به نوعی قصد اخلال در زمان شروع و پایان کار را داشتند. مثلاً اگر هوا اندکی ابری بود به بهانه ی بارش باران کار را تعطیل می‌کردند. امّا ما همواره آن ها را حتّی در روز های تعطیل و جمعه مکلّف به از سرگیری کار می کردیم. البته زمستان به خصوص بعد از بارش باران با وجود سرما و محدودیت زمانی برای بچه های تفحّص دلپذیر است و کاوش و جستجو را برای تفحّص گران آسان می کند. به همین خاطر است که در فصل زمستان و بهمن سال هشتاد نتایج کشف شهدا، چشمگیر بود، به طوری که در اولین روز از این ماه پیکر دو شهید با مشخصات زیر کشف شد:
 1ـ پلاک شماره .. j1ـ195jـcj .
 2ـ شهید گمنام .
 
روز پنجشنبه 4/11/80
     در کنار جاده شنی وهب سه شهید با مشخصات زیر کشف شد:
1ـ شهید با پلاک شمارۀ .. H1ـ005ـHB .
شهید با پلاک .. j0ـ156jـcj .
3ـ شهید گمنام
 
روز شنبه6/11/80
     در مقابل پاسگاه وهب تعداد پنج شهید با شماره پلاک کشف شدند:
 1ـ شهید علیرضا.... با پلاک .. 1ـ300jـjـj   .
2ـ شهید محسن ... با پلاک .. j4ـ09ـjـjj .
3ـ شهید اکبر ... با پلاک .. j7ـ193jـcj .
4ـ شهید با پلاک .. 7ـ547jـcj .
5ـ شهید با پلاک .. j3ـ160jـj.
 
روز یکشنبه 7/11/80 از روزهای خوب تفحّص
     امروز روز بسیار خوبی برای بچه های تفحّص بود زیرا در این روز در یک نقطه تعداد سیزده شهید را پیدا کردیم و با پیدا شدن این شهیدان، برگزاری مراسم دومین تبادل پیکر مطهّر شهدا مسجّل می گردید. در این روز سرهنگ محمد حاجیان مسئول معاونت نیروی لشگر14 امام حسین(ع) اصفهان که نقش بسزایی در پشتیبانی و حمایت از گروه تفحص لشگر14 داشت، بچّه های گروه را همراهی می کرد، سرهنگ حاجیان برای مدتی به جمع نیروها آمده بود تا با فاصله گرفتن از فضای شهر بار دیگرخاطرات دوران دفاع مقدّس را برای خود تداعی کند.آمار و مشخصات شهدا کشف شده بدین شرح است :
1ـ شهیدی به نام حسین ... با پلاک .. 6ـ193ـjـcj .
 2ـ شهیدی با پلاک .. 6ـ193ـjـcj  .
 3ـ شهیدی به نام حسن ...   با پلاک .. j2ـ193ـjـcj .
 4ـ شهیدی به نام نریمان ... با پلاک .. 7ـ547jـcj .
 5ـ .. j 6ـ193ـjـcj .
 6ـ .. j4ـ195ـjـcj .
 7ـ   ..0ـ549ـjـj .
 8ـ شهید علی ... با پلاک .. 2ـ010jـjj .
 9ـ .. H2ـ010ـBـHB .
 10ـ .. H1ـ005BـHB .
 11ـ شهیدی به نام مرتضی ... .
12ـ شهید گمنام.
13ـ شهید گمنام.
 
دوشنبه 9/11/80 
     در میادین مین روبروی پاسگاه صفریه پیکر پنج شهید با مشخصات زیر کشف شد:
1ـ شهیدی با پلاک .. 5ـ563jـcj .
2ـ .. 5ـ534jـcj   .
3ـ .. k 1ـ012BـB12 .
4ـ شهیدی با پلاک .. H2ـ005ـBـHB به نام حمزه ... .
 5 ـ شهید گمنام .
 
روز چهارشنبه 10/11/80
     در میادین مین روبروی پاسگاه صفریه پیکر مطهّر شهید دیگری با نام شهید عبدالجلیل ... و پلاک .. H1ـ005BـHB کشف گردید.
 
شنبه 13/11/80
     امروز هم به قول مشهور در بین بچه های تفحّص دست خالی برنگشتیم و دو شهید گرانقدر با پلاک های شماره:
1ـ .. H3ـ012BـHB  .
 2ـ ..j8ـ563jـcj . کشف شد.
 
یکشنبه 14/11/80
     کشف پیکر یک شهید گرانقدر با شماره .. H1ـ005BـHB حاصل کار امروز بود.
 
سه شنبه 16/11/80
     دو شهید به شماره .. j3ـ195jـcj بنام قاسم ... و 2ـ ..B4ـ001BـBB شهدای کشف شده ی این روز بود.
 
چهارشنبه 17/11/80
     در روبروی پاسگاه صفریه تعداد سه شهید با مشخصات :
1ـ شهید به شماره پلاک ..j2ـ011jـjـj   .
2ـ شهید عبدالحمید ... با پلاک ..j7ـ544jـcj .
3ـ شهید مجهول‌الهویه‌ .
نتیجه تلاش امروز بود.
 
شنبه 30/11/80
     امروز هم پیکر دو شهید در روبروی پاسگاه صفریه با مشخصات ذیل کشف شد:
 1ـ شماره پلاک ..H3 ـ012B ـHB
2 ـ ..H2ـ012B ـ HB
در بهمن ماه سال هشتاد بیشترین شهید در میدان مین روبه روی پاسگاه صفریه عراق و محل شهادت شهید پازوکی کشف گردید و در واقع این همان معبری بود که شهید پازوکی همواره برای شناسایی اش تلاش  می کرد. این معبر در مسیر کار بیل ها قرار گرفته بود. و آمار کشفیات بالا، حکایت از وجود این معبر و نبردی شدید که رزمندگان اسلام در این محور انجام دادند، داشت.
 
1  2  3  4  5  6  7
 
 
 
 
کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح می‌باشد.