English
به پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تفحص شهدا خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

آن سوی فکه/یادداشتهای تفحص برون مرزی

مقررات مربوط به تحویل و تبادل شهدا
    طبق مقررات و توافقات قبلی بین ایران و عراق ، هر شهیدی که توسط بچه ها در تفحص در خاک عراق پیدا می شد، در کیسه ای مخصوص قرار می گرفت و یک کارتکس که شامل مشخصات شهید و نحوه ی کشف آن بود با پیکر، ضمیه می گردید. علاوه بر این، در دفتر بزرگی که در اختیار مسئول ایرانی قرار داشت ، توضیحاتی پیرامون هر کدام از شهدا نوشته      می شد و مسئول ارشد عراقی آن را امضاء می کرد. و در پایان هر روز پیکر شهدای کشف شده، به بیمارستان شهر العماره، منتقل می گردید . وقتی تعداد این عزیزان به حد قالب قبولی می رسید، برنامه ی رسمی تبادل شهدا در مرز فکه، با حضور مسئولان لشگری و کشوری دو کشور، برگزار      می گردید. همزمان، گروه های دیگری از بچّه های مخلص تفحّص، در داخل خاک کشورمان، برای روز مبادله تعدادی از اجساد کشته های عراقی را، جمع آوری می کردند، تاآن ها را به عراق تحویل دهند. درتفحص برون مرزی، هم کشف پیکر شهدا به عهده ی نیروهای تفحّص بود و هم جمع آوری اجساد کشته های عراقی . این دومأموریت تلخی ها و شیرینی- های خاص خودشان را داشت.
     وقتی که بچه های تفحص در خاک عراق پیکرشهدا را که بازحمات خودکاوش می کردند، و از دل خاکریزها و سنگرهای مخروبه بیرون می آوردند، تنها در لحظه ی کوتاهی می توانستند با شهیدان نجوا کند؛ زیرا بلافاصله باید شهید را تحویل عراقی ها بدهند تا به بیمارستان العماره منتقل کنند. بعضی از بچه ها از این مدت زمان کوتاه، بیشترین بهره را می بردند و از محل پیدا شدن شهید تا محل قف ،که شهدا را تحویل می دادیم. درکنار پیکر شهدا که در کابین عقب آمبولانس قرار داشت، سوار می شدند و به قول معروف با شهدا خلوت می کردند. به روال معمول با مداحی یکی از بچّه ها با شهدا تا روز مبادله و دیدار مجّدد وداع می کردیم .گوئی که با دست خود شهدا را به بعثی ها تحویل می دادیم که این برای بچّه ها لحظاتی دلتنگ و ناخوشایند بود. اما ما تابع مقررات بودیم و این کار باعث فراهم شدن زمینه ی هم کاری بیشتر رژیم بعث عراق در امر جستجوی مفقودین بود.
 
14/7/80 ـ بچه‌ها روحیه می گیرند
     پیدا شدن اولین شهدای برون مرزی پس از چهارده روز، در روز پنجشنبه مورخ 12/7/80 روحیه ی جدی تری به بچه‌های تفحّص بخشید. عراقی ها روزهای جمعه را تعطیل می کردند و اجازه ی کار کردن نمی دادند. هر چند که به اصرار بچّه‌ها روزهای تعطیل نیز فعالیّت تفحّص در عراق ادامه داشت، اما روز اول یعنی 13/7/80 روز جمعه و تعطیل بود و آغاز کار روز 14/7/80 بود. با توجه به پیدا شدن این دو شهید، بچّه‌ها تا روز شنبه لحظه شماری می کردند و روز شنبه مورخه 14/7/80 نیروهای گروه با همان ترکیب، برای جستجو، اعزام شدند. حاج محمود توکلی و ابوالقاسم روستا بچّه ها را به داشتن حوصله ی بیشتر و پرهیز از پراکندگی در کار پاکسازی کامل مناطق، به صورت وجب به وجب، توصیه و توجیه می‌کردند. بیل ها در اول صبح شنبه در محور جدیدی، آغاز به کار کردند. در این روز هم پیکر سه عزیز دیگر به نام احمد ...که مشخصات آن برروی لباس هایش درج شده بود، کشف گردید و پس از لحظاتی، شهید گرانقدر دیگری، به نام شهید محمد ... با شماره پلاک cj-198-9..j و سپس لاله ای با پلاک cj-j512-4..j خود را نشان دادند.
 
15/7/80 ـ گرما، محدودیت ...
     فعالیّت در مسیر روز گذشته، ادامه پیدا کرد و در این روز هم بعد از ساعتها تلاش، جستجوگران با تحّمل گرمای طاقت فرسا و محدودیت ها و درگیری با افسران خشن و بهانه گیرعراقی که در زیر سایه بان ها به جان آب کُلمن‌ها و ساندیس ها و شربت آبلیموی بچّه ها می‌افتادند، خوشبختانه تعداد پنج شهید با این مشخصات پیدا شد:
 1- شهید احمد ... اعزامی از خمینی شهر با مشخصات روی کارت شناسایی
2- شهید حسین ... اعزامی از یزد با مشخصات روی لباس
 3- شهید حدادی با مشخصات روی لباس
4- شهید با پلاکJ-551-1..
5- شهید با شماره پلاک 2-726
      این شهیدان در حاشیه ی مرز خودمان با کشور عراق پیدا شدند به طوریکه فاصله ی محل کشف تا پایگاه های مرزی ارتش ،کمتر از یک کیلومتر بود.
     در این روز علاوه، بر شهدای مذکور بچه های گروه تفحّص لشگر 27، با بیل مکانیکی خود پیکر شهید دیگری را به نام ولی اله ... کشف کردند، که چون محل کشف به مرز خودمان نزدیک تر بود، به دور از چشم   عراقی ها و با شگرد راننده ی بیل، آن را پنهان کردیم. و بعد از بازگشت از خاک عراق که ساعت چهار بعد از ظهر بود، غروب همین روز تعدادی از نیروهای گروه تفحص لشگر27 به همراه آقا مجید پازوکی، با هماهنگی با پاسگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران پیکر شهید را به معراج شهدا فکه منتقل کردند. هرچند که به نظرمی رسید که این روش باعث سرعت بخشیدن به بازگشت شهدا به کشورمان می شود، اما صرف نظراز خطرات امنیتی ناشی از وجود مین و مشکلات مرزی، به خاطر توافقات به عمل آمده مبنی بر جمع شدن پیکر شهدا در محل بیمارستان العماره و بازگشت یک باره آن ها در مبادله ی رسمی و تأکید بر اجرای دقیق مفاد قرارداد برای نشان دادن حسن نیت، اجازه ادامه این گونه امور، داده نشد.
  
16/7/80 ـ بررسی فیلم های والفجر مقدماتی به وسیله مجید پازوکی
     شانزدهم مهرماه سال 80 هم از لحاظ کشف شهدا، روز خوبی برای  بچه های گروه بود و تعداد چهار شهید در این روز کشف گردید. مشخصات شهدا به این شرح بود:
1ـ شهید علی ... با پلاک CJ-012-2..J.
 2- شهید با پلاک cj-158-7.. .
 3- شهید با پلاک 647000/2.
 4- شهید با شماره پلاک jj-j511-1..j .
     در این روز علاوه بر کشف این شهدا ،آقا مجید که شب در مقّر فکّه، اسناد و فیلم‌های دوران دفاع مقدّس را، در خصوص عملیّات والفجر مقدّماتی بررسی می کرد، به دنبال پیدا کردن یک گور دسته جمعی به تعداد دویست نفر از تیپ 16 امام حسن(ع) بود. در همین روز آقا مجید را همراهی می کردم و مسیر سمت راست وهب را مورد کاوش قرار دادیم. این نقطه که در نوار میادین مین قرار گرفته بود، در رو به روی مرز خودمان واقع شده بود و دارای میدان مین وسیعی بود. شهید پازوکی با استناد به فیلم عملیّات والفجر مقّدماتی، که در آن زمان به وسیله ی عراقی ها پخش شده بود، در زمان جنگ به وسیله ی واحد مونیتورینگ سپاه ضبط شده بود، عنوان می کرد که شهدا در طول نوار میادین مین در کنار یک جاده قرار دارند، ایشان چون علاوه بر فرماندهی گروه تفحص لشگر27 محمد رسول الله(ص) مسئولیت اطلاعات عملیات قرارگاه برون مرزی را عهده دار بودند، در فاصله ی زیادی، جلوتر از بیل ها و نیروهای جستجوگر، کارشناسایی محورها را قبل از ورود آن ها انجام می دادند. چون در مسیرطی شده، آثاری از شهدای مورد نظر به دست نیامد ادامه ی شناسایی را به روز بعد یعنی هفدهم مهر ماه موکول کردیم.
 
17/7/80 روز شهادت مجید پازوکی
     در این روز توفیق همراهی با شهید پازوکی و رفتن به برون ‌مرزی را پیدا نکردم. امّا آنچه در گزارش آمده، اظهارات همراهان شهید است که آن ها گفتند. ساعت نه و چهل و پنج دقیقه همین روز شهید، پازوکی، به همراه یکی دیگر از بچه‌های لشگر 27به نام توانگر و ابوزمان افسر عراقی، به وسیله یک دستگاه وانت تویوتا، در فاصله دورتری از محل خیمه‌گاه بچّه ها با مین والمری برخورد می کند و به شهادت می رسد. به علّت نزدیکی محل شهادت تا مرز کشورمان، پیکر شهید پازوکی بلافاصله از همان طریق به خاک کشورمان منتقل شد.
 
شهید مجید پازوکی
     شهید مجید پازوکی از نیروهای رزمنده ی دوران دفاع مقدّس و جانباز جنگ تحمیلی بود و پس از جنگ نیز از نیروهای توانمند تفحّص پیکر مطهّر شهدا محسوب می شد و در مناطق عملیّاتی جنوب و غرب فعالیّت- های چشمگیری داشت. شهید مجید پازوکی بعد از شهادت شهید علی محمودوند به عنوان فرمانده ی گروه تفحّص لشکر27 معرفی شد و در   قرار گاه برون ‌مرزی فکّه مسئولیّت اطلاعات و عملیّات گروه را بر عهدهگرفت. سردار باقر زاده نقل می کرد: «روزی که در بهشت زهرا شهید محمودوند را به خاک سپردیم، بلافاصله در همان جا به او اعلام کردم، از این پس فرمانده گروه شما هستید. در واقع معارفه ی شهید پازوکی، در بهشت زهرا انجام شد. این صحنه را عکاس ثبت کرده است که ضمیمه ی این مجموعه می باشد. در این تصویر حجت الاسلام شعیبی - که در گذشته با گروه تفحص مفقودین همکاری می کرد- نیز دیده می شود. شهادت آقا مجید هر چند که موجب کشف یکی از محورهای عملیّاتی و شهدای بسیاری شد؛ برای بچه‌های برون‌مرزی سخت و دلخراش بود. یک شب قبل از شهادت او به اتفاق سیدکاظم و علی جانی به مقّر لشکر27 رفتیم و سراغ مجید را گرفتیم. گفتند در مقّر حضور ندارد و برای انتقال پیکر یکی از شهدا که در برون‌مرزی کشف شده است، به اتفاق معجزاتی، به آن جا رفته است. شهید همان «ولی اله ....» بود که قبلاً وصف آن گفته شد. مجید به اتفاق دو نفر همراهش به حد فاصل مرز ایران و عراق رفته بودند و شهید را تا لحظات تاریکی شب به داخل خاک کشورمان آورند. ما هم در معراج شهدای فکّه نماز جماعت را خواندیم. در حین نماز مغرب، مجید وارد شد و دوربین فیلمبرداری در دست داشت و فیلمبرداری می‌کرد. بعد از تمام شدن نماز، کار کفن کردن شهید در معراج، شروع شد و مجید همچنان فیلم برداری می کرد و تک تک اسم بچه‌ها را می‌برد و دوربین را روی آن ها زوم می‌کرد بعد از مراسم کفن کردن شهدا و خوردن شام، فیلم را از طریق صفحه تلویزیون پخش کرد، او در روزهای آخر مرتب تأکید می‌کرد که این فیلم ها و عکس ها برای لحظات شهادت به درد می‌خورد. از آن جا به محل کارش که یک کانکس خیلی کوچک بود، رفتیم و اوکالک منطقه عملیّاتی والفجر را برایمان توجیه کرد. علی رغم خستگی زیاد، دوست داشتم اطلاعات بیشتری از اوکسب نمایم. صحبت‌هایش درباره عملیّات والفجر مقدّماتی خیلی جذّاب بود. با او خداحافظی کردیم. رو بوسی کردن را با یـک حـالـت شـوخـی انجـام مـی‌داد و تـکیـه کــلام او در آن روزهــا «مامشکل(مشکلی نیست) که عراقی ها می‌گفتند بود.
     از شهید پازوکی چیزهای دیگری هم به یاد دارم؛ اولین روزی که در میدان مین منطقه، با هم به شناسایی رفتیم، مین‌های آنجا اکثراً والمر بودند. به او گفتم مین گوجه ای هم اینجا پیدا می شود؟ شوخی کرد وگفت: «روی مین والمری رفتن بهتر است، چون مین گوجه ای آدم را در بیمارستان سرگردان می کند». یک روز هم چون کار در برون‌مرزی تعطیل بود، به شرهانی آمد و به اتفاق سیّد کاظم و حاج محمود به تپه 175رفتیم. شهید پازوکی در شب جمعه 19/7/80 در جوار دوستانش در بهشت زهرا آرام گرفت. تا پنج روز پس از شهادت او شهید کشف نکردیم و از شروع برون‌مرزی تا لحظه شهادت ایشان چهارده شهید عزیز کشف شده بود.
 
18/7/80 ـ خبر شهادت مجید
     زمان حادثه ی شهادت آقا مجید پازوکی ساعت نه و چهل و پنج دقیقه بود که پس از این ساعت و تا پایان همان روز، کار بچّه ها تعطیل شد. از صبح فردایش، بچه ها با همان ترکیب به کار خود ادامه دادند و عراقی ها از روحیه بچه‌ها تعجب می‌کردند، البتّه تا آن لحظه، تواضع و سادگی مجید باعث شده بود که عراقی ها وی را به عنوان یک مسئول مهّم در گروه تفحّص نشناسند. وقتی ساعت دو بعد ازظهر همین روز که از طریق رادیوی ماشین، اخبار سراسری رادیوی جمهوری اسلامی گوش می کردیم و رادیو خبر شهادت مجید را عنوان کرد، بعضی از عراقی ها که دست و پا شکسته فارسی را متوّجه می شدند با تعجّب می گفتند: مگر مجید چقدر مهّم بوده است که اخبار رادیو سراسری هم شهادت او را اعلام می کند؟! چون از نظر عراقی‌ها کسی که یک بیل دستی به دست داشت و زمین را زیر و رو می‌کرد که آدم مهّمی نبود و یا نمی توانست در چارت نظامی یک افسر عالی رتبه باشد، آن ها مرتب از ما سؤال می‌کردند که مسئولیّت مجید پازوکی در ایران چی بود؟
 
22/7/80
     در این روز بود که پیکر دو شهید را حوالی پاسگاه وهب یافتیم. این دو شهید هر دو دارای پلاک بودند و شماره پلاک آن ها بدین شرح بودj-j-j011-4..j   و cj-j199-4..    
 
29/7/80
     از روز 22/7/80 تا 29/7/80 باز هم شهیدی را نیافتیم. تا این که در این روز 29/7/80 پیکر یک شهید را با مشخصات 2-00007..  پیدا نمودیم.
 
30/7/80
     فعالیّت در این روز چشمگیرتر شد و پیکر چند شهید با مشخصات زیر در اطراف پاسگاه وهب پیدا شد:
1ـ شهید … شفیعیان.
2ـ شهید … کارگر.
3ـ شهید حسن … .
4ـ شهید محمد … .
 
روز سه شنبه 1/8/80
     از اول آبان تا پایان این ماه، کار تفحّص در منطقه ی برون‌مرزی فکّه فعّال شده بود و کمتر روزی از این ماه بود که شهید پیدا نشود، البته دلایلی مانند: مساعد شدن شرایط آب و هوا و قرار گرفتن در محور عملیّات و جاده‌های مهّم حوالی وهب که پیکر مطهّر شهدا در اطراف آن دفن شده بود، بی تأثیر نبود. به هرحال در اولین روز از آبان ماه تعداد دو شهید گمنام را یافتیم و روزهای بعد هم شهدایی به شرح زیر پیدا شد:
 
پنجشنبه 3/8/80
     کشف 4 پیکر با مشخصات:
 1ـ شهید با پلاک.. 63 ـ j ـ ..63 ـ j   .
2ـ شهید با پلاک .. 51 f  ـ .. 51 ـ f .
 3ـ شهید گمنام.
 4ـ شهید گمنام.
 
شنبه 5/8/80
     کشف شش پیکر شهدا در سمت راست پاسگاه « وهب »:
1- شهید با پلاک- .. 62 j .
2- عبدالکریم ...     .
3- شهید علی اکبر ...   .
4- شهید گمنام .
5- شهید گمنام .
6- شهید گمنام .
 
یکشنبه 6/8/80
     امروز روز بسیار خوبی بود، به یک گور دسته جمعی، در اطراف یک خاک ریز در شرق پاسگاه وهب، دست پیدا کردیم. مشخصات این شهدا که یازده نفر بودند، به شرح زیر است:
 1ـ شهید علی ...   .
 2ـ شهید محمد .
 3ـ شهید با پلاک 4cj-j-193-1..j  .
 4ـ شهید با پلاک j-61.. .
5ـ شهید گمنام .
 6ـ‌ ‌ شهیدگمنام .
7ـ شهید گمنام .
8ـ شهید گمنام .
9ـ شهید گمنام .
10ـ شهید گمنام .
11ـ شهید گمنام .
 
دوشنبه 7/8/80
     در این روز دو شهید با مشخصات j-j5..-52v روی کارت ناصر ... شماره 1592ـ شهید مرتضی ... با پلاکcj-j195-4.. کشف شد.
  
1  2  3  4  5  6  7
 
 
کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح می‌باشد.